تبلیغات
القرآن الکریم - انسان؟ - 3 -
  • انسان؟ - 3 -
  • ب ) خلق و خوی انسان

    وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلَّا إِیَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الْإِنسَانُ كَفُورًا ﴿الإسراء: ٦٧﴾

    هنگامی که ناراحتیها در دریاها به شما می‌رسد (و گرفتار طوفانها و امواج سهمگین می‌شوید و کشتی خویش را همچون پر کاهی در پهنه‌ی آبها می‌بینید، وحشت می‌کنید و) جز خدا همه‌ی کسانی از نظرتان ناپدید می‌گردند که ایشان را به فریاد می‌خوانید. امّا زمانی که خدا شما را (از غرق شدن) نجات داد و به خشکی رسانید، (از یکتاپرستی) روی می‌گردانید (و انسانهای ناتوان و بتان بی‌جان را انباز یزدان جهان می‌سازید)، و اصولاً انسان بسیار ناسپاس است.



    قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّی إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْیَةَ الْإِنفَاقِ وَكَانَ الْإِنسَانُ قَتُورًا ﴿الإسراء: ١٠٠﴾

    بگو: اگر شما مالک خزینه‌های نعمت پروردگارم بودید (و صاحب همه‌ی جهان می‌گشتید) باز هم از ترس فقر بخل می‌ورزیدید، چرا که انسان طبعاً موجود بخیلی است.


    لَقَدْ صَرَّفْنَا فِی هَـٰذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَالْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَیْءٍ جَدَلًا ﴿الكهف: ٥٤﴾

     ما در این قرآن برای مردمان، هرگونه مثلی را (که در امور دین و دنیا بدان نیازمند باشند) به شیوه‌های گوناگون بیان داشته‌ایم (تا از آنها پند گیرند) ولی انسان (طبیعةً دوستدار جرّ و بحث و مشاجره است و) بیش از هر چیز به مجادله می‌پردازد (و با حقائق می‌ستیزد). 




    إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا 
    ﴿الأحزاب: ٧٢﴾

    ما امانت (اختیار و اراده) را بر آسمانها و زمین و کوهها (و همه‌ی جهان خلقت) عرضه داشتیم (و انجام وظیفه‌ی اختیاری همراه با مسؤولیّت، و انجام وظیفه‌ی اجباری بدون مسؤولیّت را بدیشان پیشنهاد کردیم. جملگی آنها اجبار را بر اختیار برتری دادند) و از پذیرش امانت خودداری کردند و از آن ترسیدند، و حال این که انسان (این اعجوبه‌ی جهان) زیر بار آن رفت (و دارای موقعیّت بسیار ممتازی شد. امّا برخی از) آنان (پی به ارزش وجودی خود نمی‌برند و قدر این مقام رفیع را نمی‌دانند و) واقعاً ستمگر و نادانند. 

    أَوَلَمْ یَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُّبِینٌ ﴿یس: ٧٧﴾

    آیا انسان (با چشم عقل و دیده‌ی بینش ننگریسته است و) ندیده است که ما او را از نطفه‌ی ناچیزی آفریده‌ایم و هم اینک او پرخاشگری است که آشکارا به پرخاش برمی‌خیزد؟! (زهی بی‌خبری و خیره‌سری!). 


    فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ بَلْ هِیَ فِتْنَةٌ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ 
    ﴿الزمر: ٤٩﴾

    هنگامی که به انسان گزند و آزار و زیان و ضرری برسد، ما را به فریاد می‌خواند، و هنگامی که از سوی خود نعمتی بدو عطاء می‌کنیم، خواهد گفت: این نعمت در پرتو آگاهی و کاردانیم به من داده شده است. چنین نیست؛ بلکه این نعمت وسیله‌ی آزمایش است، ولیکن بیشتر مردم (این مسأله را) نمی‌دانند. 

    إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا ﴿المعارج: ١٩﴾اذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا ﴿٢٠﴾ وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعًا ﴿٢١﴾

    بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ ﴿القیامة: ١٤﴾

    بلکه انسان به نفس خود بیناست و از حال و روز  خودش خبر دارد و گاهی دیده می شود که انسان خود را به نفهمی زند 


    هَلْ أَتَىٰ عَلَى الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یَكُن شَیْئًا مَّذْكُورًا﴿الانسان: ١﴾

    آیا (جز این است که) مدّت زمانی بر انسان (در شکم مادر، به گونه‌ی نطفه و جنین) گذشته است و او چیز قابل ذکر و شایسته‌ی توجّه نبوده است؟!

      قُتِلَ الْإِنسَانُ ما اکفره ﴿عبس: ١٧﴾

    کشته باد انسان! چه خدا نشناس و ناسپاس است!

     فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَكْرَمَنِ ﴿الفجر: ١٥﴾ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ ﴿١٦﴾
    امّا انسان (آن انسانی که در پرتو ایمان عقل و خردش رشد نیافته است، و شخص خود را مقیاس همه چیز می‌پندارد) همین که پروردگارش او را بیازماید و برای این کار او را بزرگی ببخشد و بدو نعمت بدهد، خواهد گفت: پروردگارم مرا بزرگوار و گرامی و محترم و مکرم دیده است! (و این عزّت و نعمت، حق من و شایسته‌ی من است). و امّا زمانی که پروردگارش او را بیازماید و برای این کار روزی او را تنگ و کم نماید، خواهد گفت: پروردگارم مراخوار و زبون داشته است (و با فقر و فاقه، ذلیل و حقیرم نموده است). 

    كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَىٰ ﴿العلق: ٦﴾ أَن رَّآهُ اسْتَغْنَىٰ ﴿٧﴾

    قطعاً (اغلب) انسانها سرکشی و تمرّد می‌آغازند. اگر خود را دارا و بی‌نیاز ببینند. 

    إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ ﴿العادیات: ٦﴾

    انسان نسبت به پروردگار خود بسیار ناسپاس و حق ناشناس است.

    بله این خلق و خوی انسان است که خداوند در قرآن بیان داشته است. تا خود را بشناسیم و خود را تربیت کنیم. پا بر پله های رشد و تعالی و ترقی گذاریم و بهشت برین را لیاقت خوش گردانیم. 

    ج ) انسان در حیات
    در قسمت بعد ...



    نوع مطلب : قرآن در زندگی ، ترجـــمه و تـفســـــیر ، مقـــــــــــــــــــــــالات ، 
    محمد صدیق 1391/12/27 - 00:00 نظرات()